تفاوت سلام از راه دور و زیارت از نزدیک را درک کردم/حداقل یک بار عتبات بیایید

۱۳۹۶/۰۷/۲۱ ۱۳:۰۱:۳۹ - بازدید: ۲۵۳

وقتی ضریح مطهر حضرت امیرالمومنین علی (ع) را دیدم انگار تمام دنیا برایم بی معنی شده بود،حس عجیب و وصف ناشدنی داشتم.

گفتگوی امروز لبیک با خانم صدیقه فرهادی؛ مسئول معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی دانشگاه صنعتی شریف است.وی مشغول فعالیت جهت ارائه خدمات علمی،دینی و فرهنگی به تشکل های دانشجویی و سایر دانشجویان دانشگاه شریف است.سفر اول به عتبات را تجربه می کند و با این زیارت علاقمند شده است که در این حوزه هم برای دانشجویان کاری کند.در ادامه شما را به خواندن این مصاحبه دعوت می کنیم.

چندمین سفرتان هست که به عتبات مشرف می شوید؟

بنده اولین بار است که توفیق عرض ادب و ارادت پیدا کردم.خوشحالم اولین سفرم را به عتبات عاليات با همکاری حاج آقا میردامادی( مدیر کاروان ضیوف الرحمن) در خدمت دانشجویان داخل و خارج از کشور هستم.

من قبل از این سفر به کرات شنیده بودم که زیارت امام حسین (ع) و امیرالمومنین علی (ع) از راه دور هم فضیلت دارد؛ اما وقتی از نزدیک، بارگاه ملکوتی این بزرگان را دیدم و قدم در این سرزمین گذاشتم متوجه شدم که نه تنها تفاوت است بین زیارت از راه دور و عرض ارادت کردن به ساحت مقدسشان از نزدیک و حضور در کنار مضجع مبارکشان، بلکه فضایل این حضور به قدری است که اگر نتوان گفت همچون حج، واجب است می توان گفت برای هر شیعه لازم است که حداقل یک بار به زیارتشان بیاید.

وقتی ضریح مطهر حضرت امیرالمومنین علی (ع) را دیدم انگار تمام دنیا برایم بی معنی شده بود،حس عجیب و وصف ناشدنی داشتم،در مسجد کوفه هم همینطور.یکی از اماکنی که در نجف رفتیم، زیارت بزرگان و اهل قبور در وادی السلام بود. در مورد این مکان مقدس، فیوضات و ارزش های معنوی آن در کودکی از پدرم که روحانی و اهل علوم دینی بودند شنیده بودم، اما آنچه که دیدم و حس کردم واقعا قابل توصیف نیست. در این قبرستان انسان خود را متعلق به این دنیا نمی داند. وادی السلام، ساختار قدیمی و سبک و سیاق متفاوت با همه قبرستان ها دارد، مخروبه بودن، تراکم قبور و انبوه درگذشتگانی که در آن آرمیده اند واقعا حس غریبی به انسان دست می دهد .من در آنجا حس می کردم در این دنیا نیستم و در دنیای دیگری قدم می زنم. حال معنوی و روحانی عجیبی بود تا خود شخص نیاید و نبیند هیچوقت درک نمی کند که چه جای با عظمتی است.

خوبی این سفر این است که با جمعی از دانشجویان که خیلی ساده، بی ریا هستند، به دور از هرگونه دغدغه روحی و درگیری مسایل دنیوی همراه شدم. بسیار جو مناسب و عالی در اینجا حکمفرماست.

از دل کندن از نجف و شوق زیارت امام حسین (ع) و قمر بنی هاشم (ع) بگوئید.

وقتی حرم حضرت امیرالمومنین علی (ع) را دیدم طوفانی در وجودم شکل گرفت و تا کربلا را نبینم مطمئنم این طوفان آرام نمی شود . کربلا برای همه ما خیلی عزیز، باشکوه و محترم هست. همه از شنیدن اسم کربلا منقلب می شوند چه برسد به اینکه بخواهند از نزدیک زیارتش کنند. تا زمانی که کربلا نرسم آرام نمی شوم.

وقتی به ایران برگشتید در جهاد دانشگاهی برای عتبات چه اقداماتی را انجام خواهید داد؟

به نظرم لازم هست در این زمینه بیشتر کار کرد. وقتی احساس پاک دانشجوها را در عتبات می بینم فکر می کنم در مدتی که در خدمت قشر دانشجو بودم حقیقتا حواسم به عتبات دانشگاهیان نبوده است. علاقمند هستم در این زمینه کاری کنم انشالله اگر خدا توفیق داد به دنبال برنامه هایی برای تشویق آنها به زیارت عتبات خواهم بود.

صحبت پایانی...

نکته ای که در پایان لازم می دانم به آن اشاره کنم فداکاری ها و جان نثاری های بزرگ مردان و شیر زنان تاریخ است که اگر نبود قطعا قیام اباعبدالله الحسين(ع) و سایر ائمه بی نتیجه می ماند. یادمان باشد اگر زینب کبری(س)،حضرت سجاد(ع)و... نبودند شاید امروز دیگر کربلا، نجف و کاظمینی نبود، لذا این ارزشها را بزرگ بدانیم و به راهشان تاسی کنیم.

و درنهايت ضمن سپاسگذاری از اعضای کاروان ضیوف الرحمن و حاج آقای میردامادی به خاطر همه تلاش هایشان برای هر چه بهتر برگزار شدن این سفر زیارتی، خدارا شاکرم که این سعادت نصیبمان شد و از درگاهش مسئلت می نمایم زیارت همه زائران و همسفرانمان را مورد قبول واقع گرداند و توفیق حضور مجدد و شرفيابی به پیشگاه ائمه و اهل بیت(علیهم السلام) عصمت و طهارت نصیبمان شود.

ارسال نظر