رجز «أَمیرِی حُسَیْنٌ وَ نِعْمَ الامیرُ» را چه کسی در کربلا خواند؟

۱۳۹۶/۰۶/۲۲ ۰۸:۲۹:۴۷ - بازدید: ۴۱۰

حجت الاسلام و المسلمین رفیعی؛ استاد و حوزه دانشگاه در همایش احلی من العسل که با حضور کاروان های دانشگاهی برگزار شد، اظهارداشت: بسیاری از انبیاء در سرزمین کربلا پیش از واقعه عاشورا حضور پیدا کرده اند و برای مصیبت امام حسین(ع) اشک ریخته اند.

به گزارش خبرنگار اعزامی لبیک از کربلای معلی، حجت الاسلام و المسلمین رفیعی؛ استاد و حوزه دانشگاه در همایش احلی من العسل که با حضور کاروان های دانشگاهی استان های تهران، خراسان جنوبی، یزد، قزوین، سیستان و بلوچستان و البرز برگزار شد، اظهارداشت: بسیاری از انبیاء در سرزمین کربلا پیش از واقعه عاشورا حضور پیدا کرده اند و برای مصیبت امام حسین(ع) اشک ریخته اند.

وی با بیان اینکه اصبغ بن نباته نقل می کند که امام علی(ع) بعد از جنگ صفین به منطقه نینوا رسیدند و از اسب پیاده شدند، افزود: امام علی(ع) مقداری از خاک این سرزمین را برداشتند، بوییدند و فرمودند؛ ای خاک! خوش به حالت، از روی تو انسان هایی بر می انگیزند که در گذشته نظیر نداشته اند و در آینده هم نظیر نخواهند داشت و گریه کردند .

رفیعی با اشاره به اینکه هرثمه بن سلیم می گوید؛ این صحنه را نگاه کردم و در دل علی(ع) را مسخره کردم که مگر پیشگوست، افزود: این مرد به خانه برگشت و به همسرش که شیعه بود گفت؛ امروز مولایت حرف های عجیبی می زد و واقعه نینوا را برایش تعریف کرد؛ همسرش گفت؛ علی جز حق نمی گوید.

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه در سال 61 یعنی بعد از 23 سال از این حادثه، هرثمه در سپاه عمر بن سعد روبروی امام حسین(ع) بود و یکباره یاد خاطره آن روز افتاد و نزد امام حسین(ع) رفت، تصریح کرد: هرثمه واقعه نینوا و فرموده های امام علی(ع) را برای امام حسین(ع) نقل کرد، حضرت فرمود؛ ما که تو را پیش خود فرا نخواندیم، خود آمدی، حالا چه می کنی؟ هرثمه پاسخ داد من در کوفه زن و فرزند دارم، بنابراین نمی توانم شما را یاری کنم اما در سپاه دشمنت هم نخواهم بود لذا توفیق یاری حضرت را ازدست داد.

وی در توصیه به دانشگاهیان گفت: کتاب «چهره ها» داستان ها و روایاتی از اصحاب امام حسین(ع) را مطالعه کنید، زندگی هرکدام از آنها درسی برای ماست.

رفیعی با اشاره به اینکه در واقعه کربلا عمر بن جناده یکی از اصحاب امام حسین(ع) بود که یازده سال سن داشت و پدرش نیز در روز عاشورا به شهادت رسیده بود، افزود: عمر لباس جنگی به تن کرده بود و برای اذن میدان نزد حضرت آمد، امام فرمودند تو پدرت را از دست داده ای، در خیمه ها نزد مادرت برگرد، عمر پاسخ داد، این ذره را مادرم بر تنم کرده است.

این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه در روز عاشورا هرکدام از اصحاب که وارد میدان می شدند، رجزی برای دشمن می خواندند گفت: در این رجزها عمدتا افراد خود و پدرشان را معرفی می کردند اما عمر یازده ساله زمانی که وارد میدان شد اینگونه رجز خواند؛ «أَمیرِی حُسَیْنٌ وَ نِعْمَ الاَمیرُ /سُرُورُ فُؤادِ الْبَشیرِ النَّذیرِ، عَلِىٌّ وَ فاطِمَةُ والِداهُ / فَهَلْ تَعْلَمُونَ لَهُ مِنْ نَظیر، لَهُ طَلْعَةٌ مِثْلُ شَمْسِ الضُّحى / لَهُ غُرَّةٌ مِثْلُ بَدْر مُنیر؛ امیر من، حسین است و چه نیکو امیرى؛ که شادى دل پیامبرِ بشیر و نذیر است.على و فاطمه پدر و مادر اویند، آیا شما براى او همانندى مى شناسید؟! طلعتش مانند خورشید نیم روز است و چهره اش چون ماه شب چهارده درخشان است »

وی اضافه کرد: بعد از شهادت، دشمن سر عمر را به سمت خیمه ها پرتاب کرد، مادرش سرش را به سینه چسباند گفت میوه دلم و روشنی چشمم اما سر را همان جا گذاشت و گفت؛ هدیه ای را که در راه خدا دادم، پس نمی گیرم.

رفیعی افزود: خطبه ها و شعارهای مطرح شده در کربلا تماما درس است برای آشنایی با آنها کتاب «از مدینه تا کربلا» آقای نجمی را مطالعه کنید.

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه جای جای خاک کربلا جای پای معصومین(ع) بویژه سه امام؛ امام حسین(ع)، امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) است، گفت: زیارت با معرفت امام حسین(ع) یعنی بدانیم ایشان فردی عادی نیست بلکه دارای جایگاه و مقام بالایی است.

ارسال نظر