عالم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم/ نقش امام رضا(ع) در تولید علم

۱۴۰۰/۰۳/۳۱ ۰۹:۰۰:۲۷

از اعتقادات ما این است که ائمه معصومين علیه‌السلام همه نور واحد و همه، عالم آل محمد صلی الله علیه و آله هستند. اما اين كه امام رضا علیه‌السلام در بين ائمه طاهرین علیه‌السلام به اين لقب ممتاز شده اند...

عالم آل محمد صلی الله علیه و آله

از اعتقادات ما این است که ائمه معصومين علیه‌السلام همه نور واحد و همه، عالم آل محمد صلی الله علیه و آله هستند. اما اين كه امام رضا علیه‌السلام در بين ائمه طاهرین علیه‌السلام به اين لقب ممتاز شده اند، به لحاظ خصوصيات زماني و مكاني خاص ايشان است؛ زیرا امام علیه‌السلام در زمانی زندگي مي كردند که فرقه ها و مکتب های مختلف علمی با مشرب های مختلف، ظهور و بروز داشتند. اما حضرت با وجودآن همه آراء مختلف علمی، توانستند معارف بلند توحيدي، فقهي، کلامی و مسائل اجتماعي و به خصوص شناخت خدای متعال و پيامبر (ص) را با حضور درگفتگوهای سنگین علمی با متكلمان يهود و نصارى و فرقه های مختلف کلامی و تمام كساني كه در آن زمان در جهان اسلام يك خط فكرى ‏داشتند به ویژه در عصر مأمون عباسی براي مردم و همه جامعه بشری تبيين نمايند که بخشی از این معارف ارزشمند در کتاب گرانسنگ «عيون اخبارالرضا » ذكر شده است.

شيخ صدوق دراين باره مي نويسد: «مأمون عباسی انديشمندان سطح بالاي هر فرقه را در مقابل امام علیه‌السلام قرار مي داد تا حجت آن حضرت را به وسيله آنان از اعتبار بيندازد و اين، به جهت حسادت او نسبت به امام و منزلت علمي واجتماعي او بود؛ اما هيچ كس با آن حضرت رو به رو نمي شد، جز آن كه به فضل او اقرار كرده و به حجتي كه از طرف امام علیه‌السلام عليه او اقامه مي شد، ملتزم مي گرديد.

در این رابطه روایتی است که امام کاظم علیه‌السلام به فرزندان خود می فرمایند:اين برادر شما على، عالم آل محمد صلی الله علیه و آله است، مسائل خود را از وى بپرسيد، مطالب او را نگهدارى كنيد، من از پدرم جعفر بن محمد شنيدم مكرر مى گفت: عالم آل محمد صلی الله علیه و آله ، در صلب تو است؛ كاش من او را مى ديدم، وى با اميرالمومنين علیه‌السلام هم نام است و نام او علی خواهدبود.[1]

اين لقب را كه امام كاظم علیه‌السلام به ايشان دادند، از آن جهت بود كه حضرت، عصر و زمان امام رضا علیه‌السلام را مي ديدند و مي دانستند، مأمون عباسی فرد عالمي است و مي خواهد از طريق علمي با امام مقابله كند و امام رضا علیه‌السلام با علمشان جلوی او و انحرافات مسلمانان را خواهند گرفت و در عين حال باعث رشد اسلام مي شوند.[2]

پاسخ به یک پرسش

چگونه است که لقب عالم آل محمد صلی الله علیه و آله به امام باقر علیه‌السلام وامام صادق علیه‌السلام که در پرورش شاگردان بسیار و داشتن مجلس درس و بحث شهره بودند، داده نشد؟دلایل متعددی در این باره مطرح گردیده که به چند مورد از آن اشاره می‌کنیم:

دلیل اول: تنوع و گستردگی علوم و معارف و مکاتب فکری در زمان حضرت رضا علیه‌السلام

همه این بزرگواران باقرالعلوم و صادق و کاظم و رضا و همه عالم و اعلم زمان خود هستند، اما به سبب شرایطی که هر یک آن‌ها داشتند، فضایلی از ایشان برجسته تر و مشهور می شد. درست است که بیشترین حجم حدیث در زمینه های فقهی، اخلاقی و اعتقادی از قول امام صادق علیه‌السلام رسیده است؛ اما وجه صداقت رفتار و گفتارشان در بین مردم، بیش از علمی که در اختیار مردم قرار دادند، جلوه کرد.
شمار شاگردان امام باقر علیه‌السلام ، خیلی کمتر از شاگردان امام صادق علیه‌السلام است و احادیثی که از ایشان باقی مانده کمتر از احادیثی است که از امام صادق علیه‌السلام رسیده است؛ اما آن بزرگوار به عنوان شکافنده علوم نامیده شده اند؛ زیرا برای اولین بار بود که یکی از ائمه اهل بیت علیه‌السلام فرصت می یافت علوم گوناگون را این طور در اختیار مردم قرار دهد.
علت این که امام رضا علیه‌السلام با نام عالم آل محمد خوانده شدند، تنوع و گستردگی علوم و معارف گوناگونی است که به سبب شرایط زمان خویش وارد آن شدند و این در حالی است که چنین شرایط و وضعیتی برای امام صادق علیه‌السلام پدید نیامده بود. بخش اعظم احادیثی که از امام صادق علیه‌السلام رسیده است، فقهی است و به همین سبب فقه ما «فقه جعفری»خوانده می شود. اما شرایط ایشان برای آن که درباره ادیان گوناگون وارد بحث شوند و یا با نحله ها و مکاتب مختلف فکری و نمایندگان آنها گفتگو و بحث داشته باشند، به گستردگی موقعیتی که برای امام رضا علیه‌السلام پیش آمد، نبود. لذا می بینیم که حتی غیر مسلمانان و غیر شیعیان نیز این بزرگوار را عالم آل محمد صلی الله علیه و آله می نامیدند و به عظمت جایگاه علمی ایشان اعتراف و اذعان داشتند.[3]

دلیل دوم : عصر علمی زمان امام رضا علیه السلام و برگزاری مناظرات

مامون در سیاست مزورانه خود علیه امام علیه السلام، توطئه هاى بسیارى اندیشیده بود. او که از عظمت مقام معنوى امام در جامعه رنج مى برد، مى کوشید با روبرو کردن دانشمندان با آن حضرت، و به بهانه بحث و مناظره علمی و استفاده از دانش امام علیه السلام شکستی بر آن گرامى وارد سازد تا شاید بدین وسیله از محبوبیت او در جامعه بکاهد و در نظر مردم امام علیه السلام را بی مایه و بی مقدار سازد؛ اما این خدعه و مکر مامون نتیجه‌ای جز افزایش عظمت امام علیه السلام و شرمسارى مامون نداشت و آفتاب دانش الهی امام علیه السلام در مجالس علمی چنان مى درخشید که مامون را هر بار در آتش حسد کورتر مى ساخت. شیخ صدوق فقیه و محدث بزرگوار شیعه که بیش از هزار سال پیش مى زیسته است، مى نویسد:

«مامون از متکلمان گروه هاى مختلف و گمراه، افرادى را دعوت می کرد و حریص بر آن بود که آنان بر امام غلبه کنند و این به جهت رشک و حسدى بود که نسبت به امام علیه السلام در دل داشت. اما آن حضرت با کسی به بحث ننشست جز آن که در پایان به فضیلت امام علیه السلام اعتراف کرد و به استدلال امام علیه السلام سر فرود آورد.»

نوفلى مى گوید: مامون عباسی به فضل بن سهل فرمان داد سران مذاهب گوناگون همچون جاثلیق (رئیس اسقفان مسیحى) و راس الجالوت (رئیس علماى یهود) و بزرگان صابئین (فرشته پرستان یا ستاره پرستان یا کسانی که به نبوت و شریعتی ایمان نداشتند) و هربذ اکبر (معرب « هربد » است و به خادم آتشکده و قاضى گبران و آتش پرستان گفته مى شود و پیروان زرتشت) و نسطاس رومى (پزشک رومى) و متکلمان (کسانی که در علم عقائد مهارت داشتند) را جمع کند. فضل ایشان را گرد آورد. مامون به وسیله یاسر، متصدى امور امام رضا علیه السلام از امام تقاضا کرد درصورت تمایل، با سران مذاهب سخن بگوید و امام علیه السلام پاسخ داد: فردا خواهم آمد. چون یاسر بازگشت، امام به من فرمود: «اى نوفلى ! تو عراقی هستى و عراقی هوشیار است؛ از اینکه مامون، مشرکان و صاحبان عقائد را گردآورده است چه مى فهمى؟» گفتم: فدایت شوم، مى خواهد شما را بیازماید و میزان دانش تان را بشناسد. فرمود: «آیا مى ترسی آنان دلیل مرا باطل سازند؟» گفتم: نه به خدا سوگند هرگز چنین بیمی ندارم و امید مى دارم خدا تو را بر آنان پیروز گرداند.فرمود: « اى نوفلى ! دوست دارى بدانی مامون چه وقت پشیمان مى شود؟» گفتم: آرى. فرمود: «آنگاه که من بر اهل تورات با تورات شان، و بر اهل انجیل با انجیل شان، و بر اهل زبور با زبورشان، و بر صابئین با زبان عبرى خودشان، بر هربذان با زبان پارسی شان، و بر رومیان با زبان خودشان، و بر اصحاب مقالات با لغت شان استدلال کنم و آنگاه که هر دسته‌ای را محکوم کردم و دلیلشان را باطل ساختم، و دست از عقیده و گفتار خود کشیدند و به گفتار من گراییدند، مامون درمى یابد مسندى که بر آن تکیه کرده است حق او نیست و در این هنگام، مامون پشیمان مى گردد و بعد امام علیه السلام فرمود و لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم . . . »[4]

دلیل سوم :این لقب را امام کاظم علیه السلام بر زبان جارى ساخت و آن را به فرمایش پدر گرامی اش امام صادق علیه السلام مستند مى ساخت؛ اسحاق بن موسی برادر امام رضا علیه السلام مى گفت: پدرم به فرزندانش مى فرمود: «هَذَا أَخُوکُمْ عَلِیُّ بْنُ مُوسَى عَالِمُ آلِ مُحَمَّدٍ فَاسْأَلُوهُ عَنْ أَدْیَانِکُمْ وَاحْفَظُوا مَایَقُولُ لَکُمْ فَإِنِّی سَمِعْتُ أَبِی جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ علیه السلام غَیْرَ مَرَّةٍ یَقُولُ لِی إِنَّ عَالِمَ آلِ مُحَمَّدٍ لَفِی صُلْبِکَ وَ لَیْتَنِی أَدْرَکْتُهُ فَإِنَّهُ سَمِیُّ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلِیٍّ [5]؛ این برادر شما على، عالم آل محمد است. مسائل خود را از وى بپرسید و مطالب او را نگهدارى کنید. من از پدرم جعفر بن محمد شنیدم مکرر مى گفت : عالم آل محمد صلوات اللّه علیهم اجمعین در صلب تو است؛ کاش من او را مى دیدم. وى با امیرالمومنین هم نام است و علی نام خواهد داشت »

این لقب را که امام کاظم علیه السلام به ایشان دادند از آن جهت بود که حضرت، عصر و زمان امام رضا علیه السلام را می دیدند و می دانستند مامون فرد عالمی است و می خواهد از طریق علمی با امام مقابله کند و امام رضا علیه السلام با علمشان جلوی او و انحرافات مسلمانان را خواهند گرفت و در عین حال باعث رشد اسلام می شوند.

دلیل چهارم : نقش امام رضا علیه السلام در تولید علم

توجه مسلمانان در عصر امام رضا علیه السلام به تولید علم به چند دلیل بوده است: یکی از عوامل توسعه علمی در عصر امام رضا علیه السلام بحث نهضت ترجمه کتاب‌های یونانی است. قطعاً وقتی ترجمه کتابهای بیگانه با دامنه ای وسیع در محیط جامعه اسلامی رواج پیدا کند، فواید علمی فراوانی خواهد داشت که مهمترین آنها، نقد و بررسی کتابهاست و همین نقدها و ارزیابی ها باعث باز شدن باب های علم شد و دانشمندان اسلامی در بعضی از علوم به شکوفایی هایی دست یافتند و فرآورده های ارزشمندی پیرامون مباحث مطروحه کسب نمودند که در آن متون یافت نمی شد. این مسأله یکی از عللی بود که اهل علم آن زمان را به سمت تولید علم کشاند.

ورود دانشمندان سایر بلاد به جامعه اسلامی نیز به توسعه علمی جامعه مسلمانان کمک کرد. محافل علمی که توسط این دانشمندان تشکیل می شد، مسلمانان را به تولید علم ترغیب می کرد. علت دیگر، عملکرد مأمون عباسی در تشکیل جلسات علمی در خراسان و دعوت از دانشمندان مختلف به خراسان بود. همچنین وی مبالغ هنگفتی در ترجمه کتابهای یونانی هزینه کرد.

برخی از اهل نظر معتقدند مأمون انگیزه هایی غیر از توسعه علمی داشته است. به عقیده ایشان مغلوب کردن امام رضا علیه السلام در این جلسات و معرفی خود به عنوان شخصیت سیاسی طرفدار علم از جمله دلایل وی برای تشکیل جلسات مناظره علمی بوده است؛ چرا که مأمون، پس از شهادت حضرت رضا علیه السلام دیگر حاضر نشد به تشکیل این جلسات بپردازد.

در واقع مأمون با تشکیل این جلسات قصد داشت تا علاوه بر تخریب چهره علمی حضرت رضا علیه السلام که به لحاظ علمی بر جامعه اسلامی سایه افکنده بود، به تحکیم پایه های حکومت خود بپردازد. به هرحال مأمون با هر نیتی که به این اقدامات دست زد باعث رویکرد جامعه اسلامی عصر خود به توسعه علمی شد.

اما اصلی ترین گزینه در این راستا، وجود امام رضا علیه السلام به عنوان عالم آل محمد صلی الله علیه و آله بوده است. ایشان با توجه به برخورداری از قدرت تکلم در حوزه های مختلف علمی به عنوان شخصیت منحصر به فرد علمی در عصر خودو البته اعصار پس از خود شناخته شدند؛ بطوری که در هر حرکت علمی به عنوان منشأ اثر و تحول در آن حوزه حضور داشتند. تأثیر حضور ایشان در توسعه علمی و تولید علم در آن دوران غیر قابل انکار است.

طرح مسایل علمی که تا آن زمان از جانب کسی مطرح نشده بود، ارایه نظرات جدید و راهکارهای علمی در رشته های مختلف طبیعی و نیز در مباحث نظری و اندیشه ای، ورود اهل نظر را به حوزه تتبع و تحقیق شدت بخشید. لذا حضور مؤثر امام رضا علیه السلام باعث تحولی شگرف و جهشی بزرگ در عرصه تولید علم شد.[6]





[1] . بحارالانوار،ج49،ص100

[2] . . خبرگزاری «حوزه»، گفت و گو باآیت الله محسن فقیهی، عضو جامعه مدرسین و از اساتید حوزه علمیه قم

[3] . خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا، سرویس صفحات فرهنگی:گفتگویی با «دکتر محمدحسین رجبی دوانی» پژوهشگر تاریخ اسلام

[4] .صدوق، محمد بن علی، التوحيد ، ص418

[5] .إعلام الورى بأعلام الهدى (ط - القديمة) ، ص328

[6] . رک:razavi.aqr.ir