ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان
ایران در ماتم روح خدا

۱۳۹۶/۰۳/۱۳ ۱۱:۰۶:۰۴ - بازدید: ۵۵۷

آن هنگام كه نظام جمهورى اسلامى در ايران به رهبرى قائد امت و انسان بزرگ دوران معاصر و چهره‏ كم ‏نظير تاريخ ما، امام خمينى‏ بزرگ )رضوان‌الله تعالى عليه( شكل گرفت و او پرچم اسلام را در اين كشور برافراشت و چنين حكومت مقدسى را به وجود آورد. باورشان نمى‏شد كه اسلام زنده شود و حكومت ايجاد كند. وقتى حكومت ايجاد شد و قدرتش را ديدند؛ نيروى نفوذ و تأثيرگذارى‏اش را روى انسان‌ها ديدند؛ قدرتش را بر روى ملت‌هاى ديگر ديدند؛ بى‏باكي‌اش را در مقابل تهديدها ديدند؛ بى‏ طمعى و فريب نخوردنش را در برابر تطميع‌ها ديدند، فهميدند حكومتى كه بايد با آن مبارزه كنند، اين است. (آيت ‏الله سيد على خامنه‏ اى)

در بيستم جمادي الثاني 1320 هجري قمري مطابق با 30 شهريور1281هجري شمسي (24 سپتامبر 1902 ميلادي) همزمان با زاد روز بانوي پاكي و معرفت؛ زهراي اطهر، خمين از توابع استان مركزي حلول ماه تاباني از سلاله پاك نبوي وعلوي را به تماشا نشست و سيد روح الله الموسوي الخميني پاي بر خاكدان طبيعت نهاد تا تاريخ مردي را به خود ببيند كه وارث سجاياي آباء و اجدادي و چراغ روشنگر مسيرهاي تاريكي باشد كه هزاران انسان با ضميري روشن اما بي راهنما را به هدف اصلي خلقت كه همان معارف الهي و شكوه معرفت ديني مي باشد، نزديك و نزديكتر كند.
هنوز بيش از 5 ماه از ولادت روحالله نمي گذشت كه طاغوتيان زمان نداي حق طلبي پدر روح الله را تحمل نكردند و هادي مردمان آن دوران سياه را در مسير خمين به اراك، با گلوله به شهادت رساندند.
روح الله دوران كودكي و نوجواني را تحت حمايت بانو هاجر(مادرمحترمه اش) كه خود از خاندان علم و تقوا و از نوادگان مرحوم آية الله خوانساري (صاحب زبده التصانيف) بوده است و همچنين نزد صاحبه خانم (عمه مومنه اش) كه بانويي شجاع و حق جو بود سپري كرد، امام از نوجواني روحيه اي انتقادي و انقلابي را در خود پرورش مي داد و بدون ترس و واهمه در مقابل مسايل مختلف اجتماعي و سياسي موضعگيري مي كرد، به گونه اي كه حتي در حالي كه سنشان كم بود، در رابطه با حركتهاي ضد طاغوت زمان فعاليتهاي خودجوشي را به نمايش مي گذاشتند. ايشان در رابطه با اين گونه اقدامهاي صورت گرفته مي فرمايد: «.... من از بچگي در جنگ بودم ... مورد هجوم رجبعليها بوديم و خودمان تفنگ داشتيم و من در عين حالي كه تقريبا شايد اوايل بلوغم بود، بچه بودم، دور اين سنگرهايي كه بسته بود ند در محل ما و اينها مي خواستند هجوم كنند و غارت كنند، آنجا مي رفتيم سنگرها را سركشي مي كرديم.»

                                 

اما در 15 سالگي از نعمت وجود آن دو بزرگوار نيز محروم گرديد و براي تعالي روحي و تحصيل دروس تكميلي و تدريس علوم اسلامي به قم هجرت نمود.

شكوه يك تكامل

در نوروز 1300 هجري شمسي، بعد از هجرت آية الله العظمي حاج شيخ عبد الكريم حايري يزدي به قم، نوجواني كه معرفت رسول ا...در سينه داشت و پيشاني اش روشن از علوم و معارف ديني و طلوعي ديگر بود در پاي منبرهاي بزرگان ديني آن زمان حضور پيدا كرد و به سرعت مراحل تحصيلات تكميلي علوم حوزوي را با فرا گرفتن تتمه مباحث كتاب مطول (در علم معاني و بيان) نزد مرحوم آقا ميرزا محمد علي اديب تهراني و تكميل دروس سطح، نزد مرحوم آية الله سيد محمد تقي خوانساري و بيشتر نزد مرحوم آية الله سيد علي يثربي كاشاني و دروس فقه و اصول نزد زعيم حوزه قم آية الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حايري يزدي (رحمت الله علیه) طي كرد.
پس از رحلت آية الله العظمي حايري در دهم بهمن 1315 (ه ش) حوزه علميه قم با خطر انحلال تهديد مي شد، اما علماي متعهد به چاره جويي برخاستند و مدت هشت سال سرپرستي حوزه علميه قم را آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدر الدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري(رحمت الله علیه) بر عهده گرفتند. در اين فاصله و بخصوص پس از سقوط رضاخان، شرايط براي تحقق مرجعيت عظمي فراهم گرديد و با تلاش امام خميني(رحمت الله علیه) به همراه جمعي ديگر از مجتهدان حوزه علميه قم، آية الله العظمي بروجردي به عنوان شخصيت علمي برجسته اي كه مي توانست جانشين مناسبي براي مرحوم آية الله حايري و حفظ كيان حوزه باشد، مسؤوليت خطير زعامت حوزه علميه قم را پذيرفت. در اين زمان امام خميني(رحمت الله علیه) به عنوان يكي از مدرسان و مجتهدان صاحب رأي در فقه و اصول و فلسفه و عرفان و اخلاق شناخته مي شد.

جهادي براي تعالي

امام خميني (رحمت الله علیه) آغازگر جنبشي بود كه مسير تعالي اسلام به تاراج رفته و تحت هجوم بيگانگان را به درستي تشخيص داد و با گذشتن از جان و مال خويش انقلابي را بنيان نهاد كه تاريخ ايران و اسلام را حياتي ديگر داد. ماجراي انجمنهاي ايالتي و ولايتي فرصتي پديد آورد تا در سال 1340 و 41 ايشان در رهبريت قيام و روحانيت ايفاي نقش كند و بدين ترتيب قيام سراسري روحانيت و ملت ايران در 15 خرداد سال 1342 شكل گرفت.
لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي كه به موجب آن شرط مسلمان بودن سوگند به قرآن كريم حذف مي شد و مرد بودن انتخاب كنندگان و كانديداها تغيير مي يافت، در كنارحذف و تغيير دو شرط نخست كه دقيقاً به منظور قانوني كردن حضور عناصر بهايي در مصادر كشور انتخاب شده بود و پشتيباني شاه از رژيم صهيونيستي در توسعه مناسبات ايران و اسرائيل، نفوذ پيروان مسلك استعماري بهائيت در قواي سه گانه ايران باعث گرديد بزرگ مرد دوران، خميني كبيرجهادي را براي تعالي ملت آزاده و خدا جوي ايران رقم بزند. امام خميني(ره) كه با دقت نظر ويژه اي شرايط سياسي جامعه را زير نظر داشت، دريافته بود كه تنها نقطه اميد به رهايي و نجات از شرايط ذلت باري كه پس از شكست مشروطيت و بخصوص پس از روي كار آوردن رضا خان پديد آمده است، بيداري حوزه هاي علميه و پيش از آن تضمين حيات حوزه ها و ارتباط معنوي مردم با روحانيت مي باشد و در اين رابطه در جهت دفاع از حقوق اسلامي مردم، گوشزد كردن رسالت خطير علما و حوزه هاي علميه به آنها و دادن تلگرافها و ارسال نامه هاي سرگشاده اعتراض آميز به شاه و اسد ا... علم را در دستور كار قرار داد و بدين صورت موجي از حمايت را در اقشار مختلف مردم برانگيخت. ايشان در يكي از اين تلگرافها فرمود: اين جانب مجددا به شما نصيحت مي كنم به اطاعت خداوند متعال و قانون اساسي گردن نهيد و از عواقب وخيمه تخلف از قرآن و احكام علماي ملت و زعماي مسلمين و تخلف از قانون اساسي بترسيد وعمداً و بدون موجب، مملكت را به خطر نيندازيد و الا علماي اسلام درباره شما از اظهار عقيده خودداري نخواهند كرد .