معاون فرهنگی ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان خبر داد:
ارسال بیش از ۲۷۰۰ اثر به چهارمین دوره مسابقات چراغ راه هدایت

۱۳۹۶/۰۹/۱۴ ۱۳:۱۶:۰۲ - بازدید: ۱۶۲

حجت الاسلام والمسلمین منصورآبادی؛معاون فرهنگی ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان گفت:مهلت شرکت در چهارمین دوره مسابقات چراغ راه هدایت به پایان رسید و داوری در بخش های مختلف مسابقه به زودی آغاز خواهد شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی لبیک،حجت الاسلام والمسلمین منصورآبادی؛معاون فرهنگی ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان گفت:مهلت شرکت در چهارمین دوره مسابقات چراغ راه هدایت به پایان رسید و داوری در بخش های مختلف مسابقه به زودی آغاز خواهد شد.

حجت الاسلام والمسلمین منصورآبادی گفت:چهارمین دوره مسابقات چراغ راه هدایت ویژه هفدهمین دوره عتبات دانشگاهیان در 5 فصل حین و بعد از سفر طراحی و برگزار شد که با استقبال بی نظیر زائرین عتبات دانشگاهیان که علاقمند به شرکت در مسابقات فرهنگی–هنری بودند، مواجه شد.

وی افزود:بیش از 2700 اثر در بخش های مختلف شامل شعر، داستان، سفرنامه، خاطره نگاری و عکاسی با محوریت "حضور در عتبات مقدسه"به ستاد ارسال شد و بیش از 400 نفر نیز در مسابقه کتابخوانی که در سامانه عتبات دانشگاهیان برگزار شد، شرکت کردند.

معاون فرهنگی ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان گفت: تمامی آثار جمع آوری شده و برای داوران ارسال شده است و بعد از داوری، به برگزیدگان هر بخش سهمیه عتبات عالیات،کمک هزینه های زیارتی و ده ها هدایای فرهنگی دیگر تعلق خواهد گرفت.

منصور آبادی گفت:تصاویر، نوشته ها و آثاری که برای شرکت در مسابقه ارسال می شود در مجلات ستاد،سایت لبیک و شبکه های اجتماعی مختلف ستاد منتشر می شود .

تعدادی از آثار دریافت شده به شرح زیر است:

کوثر ساجدی/آقای من! سلام

حسین جان می خواهم صدایم کنی، قول می دهم با صدایت از این خواب بیدار شوم. دلِ من تنگ یک یا حسین است در بین الحرمینت.آقا نمی شود نگاهم کنی؟ شاید گفتی نام مرا هم بنویسند.

وه! که چه آرزوی شیرینی! من باشم و شش گوشه ات و "صَلی اللّه عَلیک یا ابا عَبداللّه

جواد سلیمانی/نذر کرده بودم صد دور تسبیح اهدنا الصراط المستقیم بخوانم تا که راهم به جاده مستقیم بین الحرمین برسد دانه اول افتاد راهش به این حرم! مولا شما بگو چه کنم ؟شما بگو تا کی دانه ها را بیندازم تا نوبت سفرم شود آقا؟

بعد از افتادن دانه اول تسبیح، دلم به نام جاده سراسر نور و بهشتی شما افتاد. شب قبل سفر مدام این زمزمه را با خود داشتم:

از کودکی به گردن ما شال ماتم است

نابرده رنج، گنج داده ای به ماحسین(ع)

فائزه زندی:

پشت این خیمه زنی چشم به راهت باشد

تا کجا محو تماشای نگاهت باشد

ان یکادی که به لب زمزمه دارد آرام

می رود تا که در این راه پناهت باشد

متلاطم شده دریا زعطش تا که مگر

بوسه زن بر لب خشکیده ماهت باشد

چه گذشته است در آن روز که شش ماهه تو

قد علم کرده که سردار سپاهت باشد

سر بالای نی ات سخت گواه است ای مرد

که خدا خواست خریدار نگاهت باشد

احمد روانشاد از لرستان 

احمد رضا ملکی از فارس

سپیده کریمی از چهارمحال و بختیاری

سجاد مرشدی از لرستان 

حسن مقدم از خوزستان 

ارسال نظر